بابایی بهت تبریک میگم
سلام نی نی ملوس مامانی. الهی فدای تمام دست و پای ملوست بشم.

یه خبر خوب برات دارم عزیز دلم. بابایی امروز سحر رسما حاجی شد، ایشالا اگه خدا قبول کنه. دیشب خیلی بهش فکر میکردم. امروز سحر به مامانیت اس ام اس ذاذ و گفت دیشب محرم شدند و امروز سحر اعمالشون را انجام دادند. خوش به سعادتش مامانی. بهم میگفت نسرین حس عجیبی دارم. میگفت مکه و کعبه خیلی عجیب و غریبند. من نفهمیدم منظورش چیه اما حس و حالشو خوب درک میکنم. میدونی حس میکنم بابایی الان یه تلاطم درونی درونش ایجاد شده. یه حس روحانی که هیچوقت برای انسان تکرار نمیشه. حسی که دفعه اول بوجود می اید دیگر تکرار نمیشه و چه خوب که ادم بتونه اونو رو هر چه بیشتر تقویت کنه. کاری که من حس میکنم نتونستم انجام بدم. اما یه چیزیو خوب فهمیدم.. فهمیدم چه دنیای نا پایداری داریم. هنوز دفتر خاطرات اون دوران رو دارم. مامانی من تو زندگیم چیزهایی دیدم که نمیتونم برات توصیف کنم. همه چیزهایی عجیب و غریبی که بابایی میگه رو به چشم دیدم. از گم شدن دفتر گناهان انیس تا همه اون چیزهایی که نمیتونم بگم. اما هر چی هست خیلی عجیب و غریبه. خیلی.
بابایی از همین جا از طرف خودم و نی نی نازمون تولدت اسمانی و تولد درونیت رو بهت تبریک میگم.
مسعودم گاهی احساس میکنم لیاقت تو رو ندارم اما با تمام وجودم میتونم بهت بگم دوست دارم.



بابایی بهت تبریک میگم
